X
تبلیغات
دانشجویان حقوق 90 دانشگاه شیراز
دانشجویان حقوق 90 دانشگاه شیراز
مثل خدا باش تا زیبا زندگی کنی 
قالب وبلاگ

الف-علي که مقيم شيراز است ملک مسکوني خود را که واقع در کرج است طي قرادادي در اهواز به حسين که مقيم ابادان است براي مدت دو سال اجاره ميدهد.رضا مالک ملک همسايه در ملک مسکوني علي حق ارتفاق دارد.حسين از پرداخت مال الاجاره امتناع نموده وازاعمال حق ارتفاق رضا جلوگيري مي نمايد.

 

با توجه به مساله به سواات زير مستدلا و مستندا پاسخ دهيد

۱-علي براي مطالبه مال الاجاره و رضا براي اعمال حق ارتفاق خود بايد در دادگاه کدام شهرستان اقامه دعوي نمايند؟

۲-چنانچه علي در دادگاه ابادان اقامه دعوي کند و دادگاه مذکور از خود به شايستگي  دادگاه اهواز نفي صلاحيت کند، تکليف چيست؟

۳- چنانچه علي فوت کند و ورثه او براي تقسيم ملک به دادگاه کرج مراجعه کند و دادگاه کرج از خود به صلاحيت مراجع ثبتي نفي صلاحيت کند تکليف چيست؟

۴-چنانچه شخصي از علي طلبي داشته باشد براي مطالبه طلب خود دردادگاه کدام شهرستان بايد اقامه دعوي کند؟

 

ب- به سوالات زير پاسخ دهيد

۱-خصوصيات قواعد ائين دادري مدني را نام برده و توضيح دهيد؟

۲-يکي از شرايط اقامه دعوي ذينفع بودن خواهان است انرا توضيح دهيد؟

۳-هيئت ها عمومي  يکي از ارکان ديوان عالي کشور است انرا توضیح دهید.                                                                                        موفق باشيد

                                                                                                                                                                                                                موسوي

 

                       

                               

 الف- فرشيد که مقيم آبادان است به تهران مسافرت کرده و در آنجا ملک تجاري خود را که واقع در شيراز است به محمد مقيم نجف آباد به مبلغ يکصد ميليون تومان به فروش مي رساند و مقرر مي شود که ثمن معامله در شهرستان رشت به فروشنده پرداخت شود، رضا مقيم اهواز با در دست داشتن اسناد و مدارکي ادعا مالکيت، ملک مذکور را مي نمايد و قصد اقامه دعوي عليه فرشيد را دارد. فرزند ارشد فرشيد بنام محمود که مقيم اصفهان و شناسنامه وي صادره ازخرمشهر است قصد تغيير سن خود را دارد. با توجه به مسأله به سؤالات زير مستدلاً و مستنداً پاسخ دهيد.

۱-در صورتيکه محمد از پرداخت ثمن معامله خودداري کند، فرشيد براي مطالبه آن بايد به دادگاه کدام شهرستان  مراجعه کند؟

۲-براي رسيدگي به دعواي رضا عليه فرشيد دادگاه کدام شهرستان صلاحيت دارد؟

۳-در صورت فوت فرشيد، چنانچه رضا بخواهد عليه ساير ورثه دعوي تقسيم ترکه از جمله ملک مذکور  اقامه نمايد کدام مرجع صلاحيت دارد؟ ( از نظرذاتي- محلي)

۴-محمود براي تغيير سن خود بايد درکدام دادگاه اقامه دعوی نمايد؟

۵-در صورتيکه شناسنامه محمود صادره از برلين آلمان باشد، کدام دادگاه صلاحيت رسيدگي به دعوي تغيير سن محمود را دارد؟

ب: اختلاف در صلاحيت مراجع قضايي را توضيح داده انواع آنرا نام برده و بيان کنيد که حل اختلاف درصلاحيت محاکم به چه نحو خواهد بود؟

ج: يکي از شرايط اقاله دعوي، داشتن سمت خواهان است، ضمن توضيح شرط مذکور، آنرا با ذينفع بودن مقايسه کنيد؟

                                                                                                                       

                                                                                                                         

 

به سوالات زیر مستدلاومستندا پاسخ دهید.

 

الف-  رضا مقیم شیراز و یکی از سهامداران شرکت سهامی x که مرکز اصلی آن در مشهد است در تهران با علی آشنا شده و خانه خود راکه واقع در شهرستان کرج است به علی و دوستش سروش که مقیم آبادان است به قیمت یکصد میلیون تومان  می فروشد. مقرر می شود که ثمن معامله در بانک ملی شعبه اهواز پرداخت گردد.رضا در مسیر بر گشت به شیراز در اثر سانحه رانندگی فوت می کند.علی پس از مراجعه به خانه مذکور  مشاهده می کند که محمود خانه مذکور را غصب نموده وبه مدت هشت ماه درآن خانه تصرف می کند.شرکت مذکور ورشکسته شده و ورثه رضا که چهار نفر هستند یکی از آنها مقیم رشت وبقیه مقیم خرمشهر هستند خواهان گرفتن سهم مورث خود ازآن شرکت می باشند.با توجه به مساله به سوالات زیر پاسخ دهید.

1- ورثه رضا برای گرفتن سهم مورث خود می بایست در دادگاه کدام شهرستان اقامه دعوی کنند؟

2- پس از فوت رضا چه کسی حق اقامه دعوی برای گرفتن ثمن معامله را دارد؟ دادگاه کدام شهرستان صلاحیت رسیدگی به چنین دعوایی را دارد؟

3- آیا علی و سروش می توانند علیه محمود اقامه دعوی کنند؟ دادگاه کدام شهرستان صلاحیت رسیدگی به این دعوی را دارد؟

4-درصورتی که ورثه رضا برای تقسیم ارث در دادگاه عمومی حقوقی دعوایی را مطرح کند و دادگاه مذکور به شایستگی اداره ثبت محل از خود سلب صلاحیت کند تکلیف پرونده چه خواهد بود؟

5- بعد از تقسیم ارث محمد ادعا می کند که از رضا طلب داشته ونسبت به ماترک حقی دارد او برای اقامه دعوی می بایست به کدام مرجع مراجعه کند؟

 

ب-یکی از شرایط اقامه دعوی داشتن سمت است، آنرا توضیح داده و با ذینفع بودن مقایسه کنید؟

ج-آیا قواعد آیین دادرسی مدنی عطف به ما سبق می شوند؟مشروحا بیان کنید

موفق باشید


1-شخصی در دعوایی که در دادگاه مطرح نموده است محکوم می شود و با توجه به اینکه بر اساس قانون زمان صدور حکم حق تجدیدنظر خواهی دارد ، تقاضای تجدیدنظر خواهی می کند. در زمان رسیدگی دادگاه تجدیدنظر قانون تغییر کرده و او حق تجدیدنظر خواهی را از دست می دهد. دادگاه تجدیدنظر با توجه به قانون جدید اقدام به صدور قرار استماع دعوا می نماید. آیا رای دادگاه را در این مورد صحیح می دانید؟

2-شخصی دعوایی با خواسته یکصد میلیون ریال دارد و قصد دارد دعوا را در شورای حل اختلاف مطرح نماید. در چه صورتی شورای حل اختلاف می تواند به چنین دعوایی رسیدگی نماید؟ با فرض صلاحیت، شورای حل اختلاف به دعوا رسیدگی نموده، رای صادر می نماید. آیا این رای قابل تجدیدنظر است؟ مرجع تجدیدنظر آن کدام مرجع است؟

3-یکی از قضات دادگاه عمومی مرتکب تخلف انتظامی می شود و شخصی که از تخلف وی متضرر شده است، قصد شکایت از وی و جبران خسارت خود را دارد:

الف)شخصی برای شکایت از قاضی بابت تخلف وی و مطالبه خسارت خود به چه مرجع یا مراجعی باید مراجعه نماید؟

ب)در چه صورتی قاضی مزبور می تواند از تعلیق انتظامی استفاده نماید؟

ج)در صورتی که مرجع صلاحیت دار قاضی مزبور را محکوم نموده و مجازات انتظامی درجه 3 برای وی در نظر بگیرد آیا وی می تواند از رای مزبور شکایت نماید؟ در صورت امکان تجدیدنظر خواهی، مرجع تجدیدنظر خواهی کدام مرجع است؟

د) در صورتی که رای دادگاه مبنی بر برائت باشد، چه کسی می تواند از این رای تجدیدنظر خواهی نماید؟


امیدوارم بدردتون بخوره...


برچسب‌ها: حقوقی
[ پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1392 ] [ 1:25 ] [ مهدی تیموری ]
دیده ام آدم هایی را که دوستشان دارند و کمی به خودشان زحمت نمی دهند که کسی را دوست بدارند! آدم هایی را دیده ام که عشق به آنها رو می کند ولی لگد به بدن نحیف و نازکش می زنند! دیده ام کسانی را که خیلی وقت است زندگی را به فراموشی سپرده اند و مردن تدریجی را انتخاب کرده اند! گویا زندگی توأم با مردگی برایشان دلچسب تر است! دیده ام اشخاصی را که به روی هر لبخندی اخمی خشن می کنند ‌‌، به اصطلاح زیپ دهانشان همیشه کشیده است! ذره ذره آب می شوند ولی حاضر نیستند کمی به خودشان و اطرافیانشان رحم کنند! چه آدم های تلخی هستند آدم های بدون عشق ، آدم هایی که همیشه فرار را بر قرار ترجیح می دهند! جلوی مشکلات نه که شمشیر را از نیام برنمی کشند ، بلکه شمشیرشان را سال هاست که به کهنه خر محله فروخته اند! سخت دلگیر می شوم  از آدم های بدون عشق! آدم هایی که شده اند سنگ خارا! نه بدتر از آن شده اند! درست بشو هم نیستند! انگار با همه و با خود هم بیگانه اند! زحمت جنب و جوش برایشان خالی از معناست! شاید خدا را هم از یاد برده اند آدم هایی که عاشقی نمی کنند!

کاش سال نو و بهار طبیعت بهانه ای شود برای همه که عشق های فروخورده را ازسر گیرند، درست مثل شاخه های خشک که دوباره جوانه می زنند و جان می گیرند.

دوباره بروییم ... هیچ وقت برای روییدن دیر نیست... 

[ چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1392 ] [ 10:36 ] [ محمد رضا طاهری شیرازی ]

İNTERNATİONAL DAY OF FORESTS AND TREE



"On this first International Day of Forests and the Tree, I urge governments, businesses and all sectors of society to commit to reducing deforestation, preventing forest degradation, reducing poverty and promoting sustainable livelihoods for all forest-dependent peoples".

Secretary-General Ban Ki-moon 




The Amazonian rainforest is the largest continuous rainforest ecosystem in the world. The region encompasses more than six million square kilometers and includes territory belonging to nine nations. Despite its vast size, it faces environmental pressure that threatens its very existence. One of the primary threats is deforestation. UN Photo/George Love







Forests cover one third of the Earth's land mass, performing vital functions around the world. Around 1.6 billion people - including more than 2,000 indigenous cultures - depend onforests for their livelihood.


Forests are the most biologically-diverse ecosystems on land, home to more than half of the terrestrial species of animals, plants and insects. Forests also provide shelter, jobs and security for forest-dependent populations.

They play a key role in our battle against climate change. Forests contribute to the balance of oxygen, carbon dioxide and humidity in the air. They protect watersheds, which supply fresh water to rivers.

Yet despite all of these priceless ecological, economic, social and health benefits, we are destroying the very forests we need to survive. Global deforestation continues at an alarming rate - 13 million hectares of forest are destroyed annually. Deforestation accounts for 12 to 20 percent of the global greenhouse gas emissions that contribute to global warming.

,


[ جمعه شانزدهم فروردین 1392 ] [ 16:1 ] [ پوریا بای ]
یه عمر عاشق مولوی بودیم و هستیم گفتم یکی از اشعارش که همیشه ورد زبونمه بذارم تا دوستان لذت ببرن

مرتضی خاک پای همه





پیش از آن کاندر جهان باغ و می و انگور بود

از شراب لا یزالی جان ما در مخمور بود

ما به بغداد ازل لاف انا الحق می زدیم

پیش از کاین دار و گیر فتنه ی منصور بود

پیش از آن کین نفس کل در آب و گل معمور بود

در خرابات حقایق جان ما در شور بود

جان ما همچون جهان بد جام جان آفتاب

از شراب جان جهان مخزون اندر نور بود

جان فدای ساقئ کزو راه جهان در میرسد

تا بر اندازد نقاب ازهرچه آن مستور بود

ساقیا این معجبان آب و گل را مست کن

تا بداند هر یکی کو از چه دولت دور بود

ما دهانها باز مانده پیش آن ساقی کزو

خمرهایی بی خمار از شهد بی انگور بود

هین دهان بگیر ساقی ار نه فاش شد

آنچه در هفتم زمین از گنجها گنجور بود

ساقیاجامی که آنهم باز دادستی به من

می ندانم کاندر افیون بود یا کافور بود

شمس تبریزی ار خبر داری بگو آن عهد را

آن زمان کان شمس بی دور فلک مشهور بود

[ یکشنبه یازدهم فروردین 1392 ] [ 0:5 ] [ مرتضی سرطاوی ]

چهارشنبه‌سوری

 
برافروختن آتش بر روی هیزم و روشن‌کردن فشفشه، از رسوم جاافتاده در جشن چهارشنبه سوری است.

چهارشنبه‌سوری یکی از جشن‌های ایرانی است که در شب آخرین چهارشنبهٔ سال (سه‌شنبه شب) برگزار می‌شود.

در شاهنامهٔ فردوسی اشاره‌هایی درباره بزم چهارشنبه‌ای در نزدیکی نوروز وجود دارد که نشان‌دهندهٔ کهن بودن این جشن است. مراسم سنّتی مربوط به این جشن ملّی، از دیرباز در فرهنگ سنّتی مردمان ایران زنده نگاه داشته شده‌است.

واژهٔ «چهارشنبه‌سوری» از دو واژهٔ چهارشنبه که نام یکی از روزهای هفته‌است و سوری در زبان کُردی که به معنی سرخ است ساخته شده‌است آتش بزرگی تا صبح زود و برآمدن خورشید روشن نگه داشته می‌شود که این آتش معمولاً در بعد از ظهر زمانی که مردم آتش روشن می‌کنند و از آن می‌پرند آغاز می‌شود و در زمان پریدن می‌خوانند: «زردی من از تو، سرخی تو از من» در واقع این جمله نشانگر یک تطهیر و پاک‌سازی مذهبی است که واژه «سوری» به معنی «سرخ» به آن اشاره دارد. به بیان دیگر شما خواهان آن هستید که آتش تمام رنگ پریدیگی و زردی، بیماری و مشکلات شما را بگیرد و بجای آن سرخی و گرمی و نیرو به شما بدهد. چهارشنبه‌سوری جشنی نیست که وابسته به دین یا قومیّت افراد باشد و در میان بیشتر ایرانیان رواج دارد.

رقص با آتش

 

 تصویری مربوط به عصر صفوی

 چهارشنه سوری در دربار صفوی

شیراز (شهر فعلی من)

افروختن آتش در معابر و خانه‌ها، فالگوشی، اسپند دود کردن، نمک گرد سر گرداندن. در موقع اسفند دودکردن و نمک گردانیدن، وردهای مخصوصی وجود دارد که زنان می‌خوانند. در گذشته قلمرو چهارشنبه سوری در شیراز صحن بقعه شاه چراغ بوده و در آنجا نیز توپ کهنه‌ای است که مانند توپ مروارید تهران زنان از آن حاجت می‌خواهند.

 

رامیان (شهر مادری من)

مثل شهرهای دیگر ایران زمین از روی آتش پریدن و به دورش گشتن و خوردن آجیل مشکل گشا و کوزه شکستن جشن و سرور این چنین. در دشت گرگان رسم بر این است که از گزنه (نام گیاهی جنگلی) آشی مخصوص نوروز می پزند.

 همچنین هنوز هم در اوان چهارشنبه سوری در اینجا سنت قاشق زنی رایج هست. بچه ها با لباس هایی که نه همیشه می پوشیده اند بر سر خانه ها و مغازه ها فرود می آمده و شعری محلی سر می دادند و عوضی در یافت می کردند٬ مثل مرغانه٬ میوه و آجیل یا پول.

 

*آن شعر از این قرار است:

اِلا شاهی اِلا شاهی

ما مرغانه می خواهیم

مرغانه دم کُلو

افتاده به یک پهلو

لاله زار مبارک باد

چهارهزار سلامت باد

[ دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1391 ] [ 14:31 ] [ پوریا بای ]

هر که بیند همچو من شیراز را فصل بهار

میزند بی شک از اینجا پشت پا بر هر دیار

آن بهشت جاودان شیراز میباشد که باد

مشک تر می آورد با خود ز هر سو بار بار

از کدامین گوشه فردوس دارد کس بیاد

دشت نرگس ، باغ سنبل ، آب مروارید بار

شبنمش در لاله الماسی بیاقوتی نگین

یا که در جام عقیقی چون نبید خوشگوار

رویت سرو «ارم» دیدار باغ «دلگشا»

می رباید هوش از سر، می برد از دل قرار

بلبلان خوش سخن در باغ و بستان بیحساب

قمریان نغز گو در دشت و هامون بیشمار

گیسوان بید مجنون را خوش آرایش دهد

باد روح افزای ماه فروردین مشاطه وار

در لطافت، در طراوت، در صفا، در تازگی

بر سر گیتی بود «شیراز» تاج افتخار

راحت جانست الحق این هوای روحبخش

سرو شیراز است بی شک قامت دلجوی یار

دلبرا دور از منی در این بهار جانفزا

جای تو خالی است بر من در کنار جویبار

روی ماهت قبله دلهاست ای آرام جان

دین و دلها برده ای با آن دو زلف تابدار

چون گل رویت ندیدم،گل میان بوستان

چون قد سروت نباشد سرو اندر مرغزار

می نشینم با خیال قامتت در پای سرو

یا بیاد روی تو رو می کنم بر لاله زار

کعبه الهام«شیراز» است اهل فضل را

کاخ دانش ماند از مردان اینجا استوار

خوبی شیراز را این بس که سعدی بعد مرگ

سالها بر مردم ایران بود آموزگار

تا که نام سعدی و حافظ بود بر لوح دهر

شهر شیراز از خدا خواهم که ماند پایدار

شهر شیراز از طبیعت تا بحال آباد بود

شد کنون آبادتر از لطف خاص شهریار

مژده ای جانبخش شنیدم که شاه آید بپارس

کرد باید در ازاء مژدگانی جان نثار

خرم آن کشور که باشد پهلوی شاهنشهش

زنده و جاوید بادا نام او در روزگار

تا که این نوح است کشتیبان بساحل می رسد

کشتی ایران زتدبیر شه والاتبار

می کنم تقدیم این گفتار را بر اهل پارس

تا که نامی از«فریدون» نیز ماند یادگار

 

[ دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1391 ] [ 14:5 ] [ پوریا بای ]

رویداد 91

سلام خدمت دوستان عزیزم

امیدوارم سال ۹۱ سال خوبی براتون بوده باشه و سال ۹۲ بهتر از قبل براتون رقم بخوره

یه سوال دوستانه : مهمترین رویداد زندگیتون در سال ۱۳۹۱ چی بوده ؟!

در قسمت نظرات برامون بنویسید ! البته اگر مایلید همه بدونن !

سال جدید رو هم پیشاپیش بهتون تبریک میگم

 ::. پیروز باشید.::

 


برچسب‌ها: دوستانه
[ یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1391 ] [ 1:54 ] [ زهرا عمادی ]

روش قانونی برای برخورد با مزاحمت تلفنی


 موسی قربانی (قاضی و عضو سابق کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس)

{ مزاحمت تلفنی از جرایمی است که اثبات آن خیلی راحت است، چون ارتباطات الکترونیکی چه به صورت مکالمه چه به صورت اس ام اس در مخابرات ثبت و ضبط می‌شود و همه تلفن‌ها قابل شناسایی است، بنابراین اگر کسی مزاحمت ایجاد کند خیلی راحت مجرم به دام می‌افتد و با وی برخورد می‌شود. }
 
در قانون برای مزاحمت تلفنی جرم‌انگاری صورت گرفته شده است. در دو جا مزاحمت تلفنی جرم انگاری شده است. در قانون مخابرات ماده 120 که در آن‌جا مشخص شده، اگر کسی با تلفن مزاحمت ایجادکرد با شکایت شاکی اول مخابرات اخطار می‌دهد، اگر توجه نکرد تلفن را برای مدت محدودی قطع می‌کند و بعد اگر دوباره این کار را انجام داد به‌طور دائم تلفن قطع می‌شود. این کاری است که از سوی مخابرات صورت می‌گیرد. در قانون مجازات اسلامی هم برای این افراد مجازات بین یک تا 6 ماه حبس تعیین شده است. حتی در بعضی موارد، شخصی مثلا از تهران مزاحمت برای فردی در مشهد ایجاد می‌کند، بین مراجع قضایی اختلاف پیش آمده بود که چه مرجعی باید رسیدگی کند. بعدها در وحدت رویه مشخص شد، در جایی که مزاحمت تحقق پیدا می‌کند (یعنی تلفن مقصد) باید رسیدگی شود.

در این‌جا می‌توان گفت که قانونگذار و دستگاه قضایی به این امر پرداخته و مجازات آن فکر می‌کنم مجازات متناسبی باشد. در مورد این که چرا این اتفاق می‌افتد و ما شاهد مزاحمت تلفنی هستیم، این «چرا» خاص مزاحمت تلفنی نیست، می‌شود عنوان کرد که چرا قتل صورت می‌گیرد؟ چرا مواد مخدر به فروش می‌رسد و ... . البته پاسخی که می‌توان در نگاه اول به این سوال‌ها داد این است که همه جرایم ناشی از ضعف ایمان و فرهنگ است. یعنی کسی که در خانواده‌ای با فرهنگ بالا و با ایمان رشد کرده باشد هرگز به سمت و سوی جرایم نمی‌رود، خصوصا جرایمی که باعث تعدی به حیثیت و جان و مال و مردم باشد. ریشه اصلی جرایم در بی‌دینی است که همه باید تلاش کنند، به شکلی فرهنگ دینی در جامعه اجرا شود لذا ما شاهد هستیم که در ماه مبارک رمضان و ماه محرم به احترام این ماه‌ها جرایم کاهش می یابد. اگر کسی در این زمینه شکایتی داشته باشد و ارکان جرم تحقق‌یافته باشد حتما به شکایتش رسیدگی خواهد شد. قوانین فعلی کامل است و مشکلی در قانون نیست بیشتر افراد فکر می‌کنند مجازات همه مشکلات جامعه را حل می‌کند. در صورتی که این‌طور نیست . مثلا در جرم قتل هیچ‌کس تردیدی ندارد (اگر خانواده شاکی گذشت نکنند) جرم قتل قصاص است ولی باز شاهد تکرار قتل عمد در جامعه هستیم یعنی هیچ کوتاهی توسط هیچ‌کس صورت نمی‌گیرد. اولیای دم کوتاه نمی‌آیند و حتما شکایت می‌کنند. چون حق‌الناس است دادگاه به طور ویژه رسیدگی می کند، . لذا چون جرمی مشاهده می‌شود لزوما به این معنا نیست که در مجازات مجرم کوتاهی شده در تمام دنیا کسانی هستند که مجازات هم حریف‌شان نمی‌شود. اصلا مشکل قانون و مجازات در این زمینه نداریم. مزاحمت تلفنی از جرایمی است که اثبات آن خیلی راحت است، چون ارتباطات الکترونیکی چه به صورت مکالمه چه به صورت اس ام اس در مخابرات ثبت و ضبط می‌شود و همه تلفن‌ها قابل شناسایی است، بنابراین اگر کسی مزاحمت ایجاد کند خیلی راحت مجرم به دام می‌افتد و با وی برخورد می‌شود.


برچسب‌ها: حقوقي
[ چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1391 ] [ 18:37 ] [ مهدی تیموری ]
شیراز، شهر رازسال نو خجسته!باغ ارم
 
سعدیه
 چمرانیه
 
شعر زیبای نوروزی
 
بوی باران، بــوی ســبـزه، بوی خاک
شاخه‌های شستـه، باران خورده، پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس، رقص باد
نغمه شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست

نرم نرمک می رسد اینک بهار

خوش به حال روزگار


خوش به حال چشمه ‌ها و دشتها
خوش به حال دانه‌ها و سبزه‌ها
خوش به حال غنچه‌های نیمه‌باز
خوش به حال دختر میخک که می خندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتاب
ای دل من گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمی‌ پوشی به کام
باده رنگین نمی ‌بینی به جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که می ‌باید تهی است
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار!


گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش می‌شود هفتاد رنگ

=--= فریدون مشیری =--=

.

استان گلستان

گل پامچال، گل پامچال، فصل بهاره!

دژتاک

 

 

[ پنجشنبه هفدهم اسفند 1391 ] [ 16:52 ] [ پوریا بای ]
روزی شدم در میکده٬گفتم که سیمین تن چه شد

ان شمع مجلس ماه من٬دردا بگو بی من چه شد

طاقت که هجر ان ٬یکدانه ی دنیا دفیق

گو ساقیا پاسخ به من٬کو پیرهن سوزن چه شد

خالی قدح مستی به سر٬شوری به بیرون ودرون

بر این صفا گو افرین٬اما گل گلشن چه شد

با گردش گردون بگو٬از فصل سرما دم به دم

ماهی اگر باقی به جا٬پس دی کجا بهمن چه شد

دوران عمر ما گلم٬چون برف دان و افتاب

خواهی اگر ضایع شود٬گو سالها را تن چه شد

خواهی که خوش باشی تو هم٬میخانه باز است ازگار

عمرت به علم و درس و دین٬پس وقت خوش بودن چه شد

از درگه یزدان علی٬اسودگی را کن طلب

تقدیر را میکن رها٬کم گو که او بی من چه شد

[ چهارشنبه شانزدهم اسفند 1391 ] [ 23:12 ] [ علی مراد رام نژاد ]
با عرض سلام خدمت دوستان گرامی

در ابتدا بخاطر حذف جزوه هایی که بر روی وبلاگ قرار گرفته بود از همه ی دوستان معذرت می خوام.مشکلی در لینک دانلود جزوه ها پیدا شد که مجبور به حذف اون ها شدم.

و می رسیم به بحثی که امروز برای شما دوستان تهیه کردم.البته این نوشته به قلم خود بنده نیست اما از اون جایی که بحثی در کلاس جزا در مورد ماده ی 630 مطرح شد و ذهن خودم رو در گیر کرده بود تصمیم گرفتم تا مقاله ای رو در این مورد قرار بدم.امیدوارم که استفاده کنید و خوشحال می شم که نظراتتون رو در مورد این ماده ی بحث برانگیز بیان کنید.

نخستین متن قانونی که در مورد موضوع و حکم ماده 630.ق.م.ا وضع شده است ماده 179 قانون مجازات عمومی مصوب دی ماه 1304 است.به موجب این ماده «هرگاه شوهری زن خود رابا مرد اجنبی در یک فراش یادرحالی که به منزله ی وجود در یک فراش مشاهده میکند و مرتکب قتل یاجرح یا ضرب یکی از آنها یا هر دو شود ازمجازات معاف است هرگاه به طریق مزبور دختر یا خواهر خود را با مرد اجنبی ببیند در حقیقت هم علقه زوجیت بین آنها نباشد و مرتکب قتل شود به یک ماه تاشش ماه حبس یا جنحه های محکوم خواهد شد و اگر در مورد قسمت اخیر این ماده مرتکب جرح یا ضرب شود به حبس جنحه ای ازیازده روز تا دوماه محکوم می شود»تصویب ماده 179قانون مجازات عمومی بیشتر با اقتباس از قانون جزای فرانسه صورت گرفته است بهاین علت حکم این ماده در حقوق ایران سابقه تاریخی مدون ندارد.


قانونگذار فرانسه در شق دوم ماده 324قانون جزا مصوب 1810پس از آنکه میگوید: «علی الاوصول قتل زن به وسیله شوهریا قتل شوهر به وسیله زن از مجازات معاف نیست مگرآنکه زندگی مرتکب قتل (قاتل)در خطر افتاده باشد»مع ذلک در صورتی مردی همسر خودرا در خانه مشترک زوجیت در حال به گونه که در ماده 336همین قانون پیش بینی شده است.مشاهده کند مرتکب قتل همسر خود ومرد اجنبی شود از معافیت قانونی برخودارخواهد بود»
البته این ماده بر خلاف م.179ق.م.ع و م 630 ق.م.ا خانه مشترک زن و مردی که در آن سکونت دارد فراش محسوب می شود.از طرف دیگر باید اذعان کرد که موضوع قتل در فراش و تجویز ارتکاب قتل زنی که به همسر خود خیانت کرده و در فراش مردبیگانه حاضر شده از موضوعاتی است که بحث از آن حتی در قدیمی ترین تمدنها نیزوجود داشته است از نظر آشوریها قتل زن ودرحال زناتوسط شوهربه دلیل خیانت وی حق مسلم مرد به شمار می رفت.در امپراطوری ژاپن اگرشوهری همسر خود رادر حال خیانت وارتکاب زنا بامرد بیگانه مشاهده می کرد می توانست هردوی آنها رابی درنگ بکشد.در یونان باستان درقرن پنجم قصاص مستقیم در شرایط خاصی مجاز بود به همین دلیل اگرمردی مشاهده می کرد بین زن یا رفیقه ؛خواهر و همچنین دخترش با مرد بیگانه رابطه نامشروع برقرار است بروی مجاز بود البته در حقوق روم علاوه بر شوهر پدر نیز از چنین حقی برخوردار است به دلیل وجود چنین حکمی در تمدنهای قدیمی در طول قرنهای متمادی این حکم در قوانین بسیاری از کشورها پیش بینی گردیده است .از جمله ماده 37 قانون جزای پرتغال ـ ماده 42 جزای موناکو و ماده 413قانون جزای بلژیک مصوب 1867 و همچنین ماده 630 ق.م.1 ایران به بیان این حکم پرداخته اند.
سابقه فقهی:
با توجه به اینکه بنابر فرض مقرره مذکور متخذ از فقه اسلامی است و مقنن در تصویب آن به سوابق فقهی حکم توجه داشته بررسی مستندات فقهی این حکم لازم به نظر می رسد. غالب فقهای امامیه و اهل سنت در کتابهای فقهی خود با استناد به روایات در این مورد نظر دارند ودر این خصوص به بیان شرایط اجرای حکم و دلایل و علت وضع آن پرداخته اند از جمله این مستندات روایاتی است که در این باب وارد شده است و فقها براساس آن به بیان حکم پرداخته اند. روایات یک ـ ـشهید اول در کتاب دروس به روایات مرسلی به مضمون [روی انه لووجدرجلا یزنی با مراته فله قتلها] استنادکرده است یعنی اگر شخصی مردی را در حال زنا با همسرش ببیند میتواند هردورابه قتل برساند.این روایات تنهاروایاتی است که منطوق آن به حکم ماده مزبور(م.630ق.م.1)دلالت دارد. با توجه به کتابهای که قبل از کتاب دروس شهید اول تحریر شده اند معلوم می شود که چنین روایاتی پرداخته اند در هیچ یک از کتب فقهی نیامده است و فقهایی که بعد از شهید اول به نقل این روایت پرداخته اند ماخذ روایت را کتاب مذکور قرار داده اند .
دوم ـ از جمله روایاتی که توسط فقهای شیعه و سنی و با عبارت مختلف در این باب نقل شده است روایت سعد بن عباده یکی از اصحاب پیامبر(ص) است در خصوص این روایت نقل کرده اند که پس از نزول آیه چهاردهم سوره مبارکه نور که بیان کننده ی حد قذف است بحث این آیه در بین اصحاب پیامبر مطرح شد و اصحاب با خطاب قرار دادن سعدبن عباده به وی کفتند :اگرمرد بیگانه ای رادر بستر همسرت ببینی چه کار خواهی کرد؟ سعد در پاسخ گفت:گردن مرد بیگانه را با شمشیر میزنم دراین میان پیامبر وارد شدندو موضوع را از سعد پرسیدند وی پس از نقل موضوع از جانب سعد پیامبر (ص)فرمودنند ای سعد پس ساله چهار شاهد که خداوند فرموده است چه میشود؟سعد عرض کرد :آیا با مشاهده من و علم خداوند برای هر چیزی حدی قرار داده و برای آن کسی که از آن حدتجاوزکند نیز حدی است.
با تمعق در این روایات و همچنین ایراداتی که اینجانب در خصوص ماده 630 ق. م.1 [ایراد 10] که در ذیل به آن اشاره کرده ام باید گفت ماده در مقام باز داشتن شوهر از قتل بیگانه به محض مشاهده عمل زنا است وحتی زمانی که شوهر شاهد ارتکاب زنا توسط همسر خود با مرد اجنبی است و شهودی از نظر شرعی برای اثبات موضوع لازم است وجود ندارد حق قتل ایشان را نخواهد داشت.
سوم ـ روایت سعیدبن مسیب با این مضمون که مردی را در شام با همسرش در حال زنا دید و اقدام به قتل مرد و همسر خود کرد سپس معاویه به ابو موسی اشعری نوشت که حکم موضوع را از امام علی (ع) بپرسید در پاسخ فرمودند چنانچه چهار شاهد برای تصدیق ادعای خود اقامه نکند

کشته می شود . همانگونه که مشاهده شد شوهر زمانی مجاز به قتل زن و مرد اجنبی است که ادعای خود را باآوردن چهار شاهد اقامه کند.[این روایت دقیقا مطابق با ماده 180 ق.آ.د.ک است.]
چهارم ـ از امیر المومنین علی (ع) روایت شده است که ایشان در مورد مردی که دیگری را کشته ومدعی بود که اورا با همسرخود در حال زنا دیده است فرمودنند که قاتل باید قصاص شود مگر آنکه برای ادعای خود بینه ارائه کند.


ادامه مطلب
[ چهارشنبه نهم اسفند 1391 ] [ 16:11 ] [ مجتبی جوانمردی ]

از خودت می پرسم ای زیباتر از زیبای من

ناز بهتر یا وفا یا عشق بی حاشای من؟

خنده ی گل شادتر یا روز من یا زلف تو؟

قهر تو غمناک تر یا هجر یا آوای من؟

روزگار آشفته تر یا روز من یا موی تو؟

شب سیه تر یا دو چشمت یا همه دنیای من؟

[ دوشنبه بیست و سوم بهمن 1391 ] [ 9:18 ] [ محمد رضا طاهری شیرازی ]
خیابون ملاصدرا : یه جا واسه خط زدن (پیاده) ... خیابونی که تقریباً همه فقط «واسه دیده شدن» میرن و البته شلوغ و پر از جوون !! خیابون ستارخان : بازم واسه خط زدن، اما با ماشین ! 
خیابون عفیف آباد : قبلاً که «ستارخان» یه خیابون عادی بود، «عفیف آباد» خیلی تو بورس بود (با ماشین) ... الآن میشه گفت شده بعد از ستارخان ...! 
معالی آباد : خیابون و در اصل محله ای که اگه از شیراز فاصله داشت میشد شهرک! تقریباً مثل شهرک غرب یا محله گیشا (نصر) در تهران. اکثرش آپارتمان سازی شده و حتی میشه گفت : یه شهرک آپارتمانی! تقریباً تا حدودی فرهنگ خاص خودش رو داره، البته نه خیلی متفاوت، فقط یه کم ! 
خیابون چمران : یه خیابون نسبتاً بلند که به عنوان جای تفریحی ساخته شده، در طول خیابون پنج، شش رستوران و کافی شاپ هست و معمولاً پنج شنبه شب ها، جمعه صبح ها، و جمعه عصرها برای قدم زدن / پیک نیک کردن استفاده میشه. و البته خودِ خیابون واسه کورس گذاشتن! 
خیابون قصردشت : مثل ولی عصر تهران ... یه خیابون خیلی طولانی که تقریباً از این ور شهر به اون ورش ادامه داره! 
خیابون زند : مرکز شهر قدیم شیراز. بیشتر مغازه ها و غیره اونجاست، مثل خیابون اطراف بازار تهران. البته بیشتر لباس فروشی هست. 

خیابون داریوش : یکی از فرعی های خیابون زند هست و مرکز لوازم صوتی و تصویری و هر چیز الکتریکی! محسوب میشه.. مثل جمهوری تهران! 

قسمت بعد : رستوران ها و فست فودهای معروف


برچسب‌ها: دوستانه
[ چهارشنبه هجدهم بهمن 1391 ] [ 10:53 ] [ مجتبی جوانمردی ]

    دانشكــــــــــــــــــــــــــو !!!!!!!

روزي روزگاري در زمان هاي جديد جوان مفلس ومحجوري بود كه او را دانشكو مي ناميدند.مفلس ميگفتند چون بي نوا تاكنون اينقدر پول شهريه دانشگاه داده بود كه فولس لا موجود شده بود وتبديل به مفلس.

محجور بود چون با اينكه بيست واندي سن داشت اما هنوز در هيچ محفل رسمي وغير رسمي او را صاحب فهم و ادب نمي دانستند.

واما چرا به او دانشكو ميگفتند. اين خود قصه اي دراز دارد همين قدر بسنده ميشود كه اين جوان خسته ودلشكسته را در زمان هاي قديم دانشجو ميگفتند اما او سالهاي متمادي دنبال علم ودانش گشت به ايالات و ولايات مختلف سفر كرد و به خدمت اساتيد ومختلف رسيد وبا همدرسان زيادي نشست وبرخاست كرد ودرهمه جا واز همه كس پرسيد: دانش كو؟!!!! دانش كو ؟!!! دانش كو؟!!!! او اينقدر جست ونيافت واينقدر اين پرسش را پرسيد تا معروف شد به :دانشكو!!!!

ازقضا روزي اين دانشكو از همه جا بي خبر زمان انتخاب واحدش شد!!! فالفور وبي درنگ به سمت سيستم هجوم برد! اما دركمال ناباوري جستجوگر پاسخ داد:گوگولي سايت دانشگاه شيراز را آوردن نتوانم!!!!!!!

براي هزارمين بار دل دانشكو بشكست راهي جون تپه شد!! جون تپه ،تپه اي بود مخوف كه بسيار كسان بودند كه قبل ازرسيدن به قله آن، جان خود از دست داده بود!! بدين سان كه تپه اي بود ناهموار و بس بلند!!

اما دانشکو آنچنان ناچار بود كه با هر جان كندني بود خود را به قله جون تپه كه حقوقكده بود رساند.جايي بس خطرناك تر ومخوف تر!!

آرام از دروازه  وارد شد.تا مبادا مورد بازخواست نگهبانان ملازم قرار گيرد.خوشبختانه از خان اول به سلامت گذشت چرا كه نگهبان مشغول مكالمه با آن سوي خط بود. شتابان خود را به مركز كامپيوتر رساند با اين خيال خوش كه در اندك زماني انتخاب واحد را تمام خواهد كرد اما ناگهان باديدن خيل عظيم دانشكويان در سالن وحشت به جانش افتاد.وندايي ازدرونش فرياد كشيد:دير بجنبي ظرفيت پرشده!!!!

اما هنوز جوان نجنبيده بود كه ضربت ديگري بر فرق سرش وارد شد:شما ارزش اساتيد را نيابيده ايد!!!! حق اختيار كردن واحد نداريد وتا آغاز مرحله دوم كه قادر خواهيد شد بايد خون دل بخوريد!!!

دانشكو با دستي كه از پاهايش دراز تر بود وبا دلي كه ديگر خاكشير شده بود بازگشت.

روزها گذشت و او با همه مصائب تجديد قوا كرد وبه اين منزلگه مخوف برگشت.بالاخره سيستم برايش باز شد اما هنوز لحظه اي نگذشته بودكه اخطار ديگري آمد مبني براينكه :به مسئول آموزش مراجعه كنيد!!!

دانشكو درحالي كه ازفرط عصبانيت سيم هاي درون مغزش اتصالي كرده بود برخورد نهيب زد كه: نه تو نبايد خسته شوي !! برخيز وحقت رابستان!

پس به زير زمين تاریک و دهشناک رفت. اما هنوز قدم از قدم برنداشته بود كه بزرگ مردي كاركشته ، آشنا به انواع دانشجو و دانشكو كه ميگفتند از اهالي دهدشت است سد راهش شد و با لحني كه پر از شك وترديد بود پرسيد: كيستي ؟ازكجا مي آيي وبه كجا ميروي؟!!

دانشكو بيچاره پاسخ داد:دانشكويي هستم مفلس كه از محجورستان مي آيم ، به خدمت بانوي اول دربار ،بانو شيرازي مي روم!

عاليجناب اخمي كرد وگفت: نه،  تورا نميشناسم !تاكنون در اين حوالي نديده بودم تورا!

دانشكو گفت:به خدا من از بچه هاي همينجام.

- كارتت كو؟

-يادم رفته بيارم.

- نه نه نميتوني بري!!

ازدانشكو اصرار واز عاليجناب انكار در همين لحظه از اقبال بلند( !) دانشكو سلطان آيين دادرسي بدان جا رسيد ولبخند مليحي به روي دانشكو زد وگفت : اي جوان اين همه لابه و عجز از چيست؟

به جاي او عاليجناب پاسخ داد:غريبه اي است كه خود را آشنا جا زده !!

سلطان پاسخ داد: اي جوان مرد جانزده او از شاگردان خودمان است!

عليجناب گفت: اِه ، خيلي خوب بيا برو پسر! دفعه ديگه كارتت رو با خودت بيار.

دانشكوخواست دست سلطان راببوسد اما سلطان مانع شد وبا لبخندي مليح ازآن جا دور شد.

القصه با هر فراز ونشیبي که بود دانشكو كار را به انجام رساند وسر كلاس حاضر شد اما درآخر كلاس وقتي استاد حضور وغياب كرد هرچه دانشكو  منتظر ماند خبري از اسم او نشد بعد ازكلاس به استاد مراجعه كرد وگفت: پس نام بنده كو؟!!

استاد گفت: اي جوانك تو هنوز ياد نگرفته اي كه درست انتخاب واحد كني؟! اگه انتخاب واحدت درست بود نامت هم اينجا بود!

دانشكو برسركوبيد وگفت:حال چه كنم؟!!!!!!!!!!!!

استاد از آن جا دور شد وگفت: باشد ترم بعد!!!!!!!!!!!!!!!!

غافل از اين كه اين ترم آخر دانشكوي مفلس ومحجور بود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


منبع:برگرفته از وب حقوقی های 89 دانشگاه شیراز


برچسب‌ها: طنز
[ سه شنبه هفدهم بهمن 1391 ] [ 14:7 ] [ مهدی تیموری ]

شما هم جزو آن دسته از افرادی هستید که به کوهنوردی و سفر به ارتفاعات علاقه‌مندند؟ پس باید به خطرات بی‌شماری که در این مسیر وجود دارد، واقف باشید. سرمازدگی، بهمن و توفان‌های شدید و مرگ‌آور، از مهم‌ترین خطراتی است که مسافران بلندترین و خطرناک‌ترین قلل جهان را تهدید می‌کند. این شرایط سخت، حتی‌اگر جان کوهنوردان را هم نگیرد، صدماتی به آنها وارد می‌کند که هیچ گاه جبران نخواهد شد. اگر خطرناک‌ترین کوه‌های جهان را برای صعود برگزیده‌اید، کمی بیشتر فکر کنید.

 


ادامه مطلب
[ دوشنبه شانزدهم بهمن 1391 ] [ 9:25 ] [ محمد بهنام ]
آقا دیب دارید؟؟

مرده که زبانش میگرفته میره داروخانه میگه: آقا ببخشید دیب دارید؟؟

کارمند میپرسه:دیب؟؟ دیب چیه؟؟

مرده میگه:دیب!همون که یه طرفش دیب داره اون طرفش هم دیب داره!

کارمند که متوجه نمیشده مرده چی میخواد میره و رییس داروخانه رو صدا میزنه.

رییس میاد و از مرده میپرسه:چی میخوایید؟؟


برچسب‌ها: طنز
ادامه مطلب
[ یکشنبه پانزدهم بهمن 1391 ] [ 15:19 ] [ زهرا عمادی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

اینجا دانشکده حقوقه ما هم دانشجوهاشیم و شعارمون هم اینه:ما به افتادگی مان می نازیم
موضوعات وب
امکانات وب
  • دانلود فیلم
  • دانلود نرم افزار
  • قالب وبلاگ